جديد ترين روش جلوگيري از نشتي بمب خنده

جديد ترين روش جلوگيري از نشتي

بمب خنده

ادامه نوشته

دل كلاغ سياهه

کلاغه دلش گرفته بود ...

کلاغ سياه پاپـتی ،

پريد روی شاخه درخت و گفت : غار و غار !

از يه جايی صدا اومد که : زهر مار !!!

بغض کلاغه ترکيد ،

يه قطره اشک از روی گونه هاش چکيد ،

قطره اشک لابه لای پرهای سياهش گم شد و رفت ،

يه تيکه سنگ از تو حياط يه خونه

اومد و اومد نشست رو سينه کلاغ ،

قلب کلاغ ترکيد و کلاغ افتاد رو زمين ...

يه صدا اومد : اون کلاغ زشـتـــو بـبـیـن !

کلاغه چشاش تار شد،

همه جا رو سياه مي ديـد عين خودش

زشت و سياه ،

کلاغ مرد ...

کسی نفهميد که کلاغ دلش خيلی گرفته بود ،

آخه شب قبل يه گربه بچه هاشو خورده بـود .

کلاغ هم دلی داشت ،

همدم و همدلی داشت ،

کلاغ هم عاشق بود ،

کلاغ سياه پاپتی ،

زشت و سياه و خط خطی ؛

واسه خودش کسی بود ...

کی از دل کلاغ با خبر بود ؟!

کی حالشو می فهميد ...؟!!

حيف کلاغ پاپتی ،

سیاه و زشت و خط خطی ...

راستی ؛ مگه ما آدما از دل هم خبر داريم ؟!

ادامه نوشته

تقليد

حد ود شصت سال پیش یک روحاني به روستائی رسید.

 با دیدن مسجد قدیمی آن روستا متوجه شد که مردم این روستا مسلمان هستند و با خوشحالی به نزد کدخدا رفت و اعلام کرد که میتواند پیش نماز آن روستا باشد.

 کدخدا که سالها بود نماز نخوانده بود و نماز جماعت را که اصولا در عمرش ندیده بود، با خودش فکر کرد که اگر به این مرد روحانی بگویم که من نماز بلد نیستم که خیلی زشت است، بنابراین بدون آنکه توضیحی بدهد، موافقت کرد.

همان شب او تمام اهالی را جمع کرد و برایشان موضوع آمدن پیش نماز را شرح داد و در آخر گفت که قواعد نماز را بلد نیست و پرسید چه کسی از میان شما این قواعد را میداند؟

نگاه های متعجب مردم جواب کدخدا بود.

 دست آخر یکی از پیرترین اهالی روستا گفت "تا آنجا که من میدانم برای مسلمان بودن لازم نیست خودت چیزی بلد باشی، کافیست هرکاری که پیش نماز کرد، ما هم تقلید کنیم"

با این راه حل، خیال همه اسوده شد و برای اقامه نماز به سمت مسجد قدیمی حرکت کردند.

مرد روحانی در جلوی صف ایستاد و همه مردم پشت سرش جمع شدند.

 آقا دستها را بیخ گوش گذاشت و زمزمه ای کرد، مردم هم دستها را بالا بردند و چون دقیقا نمیدانستند آقا چه گفته است، هرکدام پچ پچی کردند.

آقا دستها را پائین انداخت و بلند گفت الله اکبر، مردم هم ذوق زده از آنکه چیزی را فهمیدند فریاد زدند الله اکبر.

باز آقا زیر لب چیزی خواند، مردم هم زیر لب ناله میکرند.

آقا دستهایش را روی زانو گذاشت و چیزی گفت، مردم هم دستهایشان را روی زانو گذاشتند و ناله ای کردند، آقا دوباره سرپا شد و گفت الله اکبر، مردم هم سرپا شدند و فریاد زدند الله اکبر.

 آقا به خاک افتاد و چیزهائی زیرلب گفت، مردم هم روی خاک افتادند و هرکدام زیر لب چیزی را زمزمه کردند.

 اقا دو زانو نشست، مردم هم دو زانو نشستند.

در این هنگام  پای آقا در میان دو تخته چوب کف زمین گیر کرد و ایشان عربده زدند آآآآآآآآخ، مردم هم ذوق زده فریاد کشیدند آآآآآآآآآآخ.

 آخوند در حالی که تلاش میکرد خودش را از این وضعیت خلاص کند، خود را به چپ و راست می انداخت و با دستش تلاش میکرد که لای دو تخته چوب را باز کند، مردم هم خودشان را به چپ و راست خم میکردند و با دستانشان به کف زمین ضربه میزدند.

آخوند فریاد میکشید "خدایا به دادم برس" و مردم هم به دنبال او به درگاه خدا التماس میکردند.

آقا فریاد میکشید "ای انسانهای نفهم مگر کورید و وضعیت را نمیبینید؟"

مردم هم دنبال آقا همین عبارت را فریاد میزدند.

 آقا از درد به زمین چنگ میزد و از خدا یاری میخواست، مردم هم به زمین چنگ زدند و از خدا یاری خواستند.

باری بعد از سه چهار دقیقه، آقا توانست خود را خلاص کند و در حالیکه از درد به خود میپیچید، نگاهی به جمعیت کرد و از درد بی هوش شد.

جمعیت هم نگاهی به هم کردند و خود را روی زمین انداختند و آنقدر در آن حالت ماندند تا آخوند به هوش آمد.

آن مرد روحانی چون به این نتیجه رسید که به روستای اشتباهی آمده است، بدون توضیحی روستا را ترک کرد و رفت.

 اما از آن تاریخ تا امروز مراسم نماز جماعت در آن روستا برقرار است.

 البته مردم چون ذکرهای بین الله اکبرها را متوجه نشده بودند، آنها را نمیگویند، در عوض مراسم انتهای نماز را هرچه با شکوه تر برگزار میکنند و تا امروز دوازده کتاب در مورد فلسفه اعمال آخر نمازشان چاپ کرده اند.

البته ...

ادامه نوشته

فقط در ايران ...

فقط یک ایرانی استعداد چت کردن همزمان با ۱۸ آی دی یاهو رو داره!
فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره!
فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین از و احوالپرسی گرفته تا فحش ... استفاده کنه!
فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راه های کشتن گربه دم حجله را آموزش می دهند.
فقط در ایرانه که اگه دختری بهت محل نمی گذاره میگن می گن عاشقته! و اگر پسری بهت محل نمی زاره اوا خواهره!
فقط در سریال های ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدم ها نمی تونند هر دو خصلت را داشته باشند
فقط یک خواننده زن ایرانی، این نبوغ رو داره که با لباس شب بتونه تو کوه و کمر آواز بخونه
فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه
فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه "اگه میخری بیارمش"
فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته
ادامه نوشته

رفیق بی کلک مادر

 چون ما را با درد بدنيامی‌آورد و بلافاصله با لبخند می‌پذیرند

چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما  بريزند ، پشت دستشان می‌ریزند

چون وقتی توی اتاق پی پی می‌کنیم زياد با ما بداخلاقی نمی‌کنند

و وقتی بعدها توی تشکمان جی جی می‌کنیم آبروی ما را نمی‌برند

و وقتی بعدها به زندگی‌شان‌ ترکمون می‌زنیم  فقط می‌گویند: خب جوونه دیگه، پیش میاد! 

چون وقتی تب می‌کنیم، آن‌ها هم عرق می‌ریزند

چون وقتی توی میهمانی خجالت می‌کشیم و توی گوششان می‌گوییم سیب می خوام، با صدای بلند می‌گویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی می‌کند 

 و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک می‌زند، با پدر دعوا می‌کنند

 چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد 

چون وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد كه فلان كار را كه بايد فردا در مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه پايمان زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم 

چون وسط سریال‌های ملودرام گریه می‌کنند

چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکرو ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند 

چون شبهای امتحان و کنکور پابه ‌پای ما کم می‌خوابد اما کسی نیست که برایش قهوه بیاورد و میوه پوست بکند 

به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه می‌کند و نذر می کند و پوتین‌هایمان را در هر مرخصی واکس می‌زند

چون وقتي شب عروسي ما داماد ازش خداحافظي ميكند با چشماني پر از اشك سفارشمان را ميكند ما را به داماد ميسپارد

چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب  به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور می‌کنیم شاخ قول شکانده‌ایم

چون موقع مطالعه عینک می‌زند و پنج دقيقۀ بعد در حاليكه عينكش به چشمش است ميپرسد:اين عينك منو نديدين؟

چون هیچوقت یادشان نمی‌رود که از کدام غذا  بدمان می‌آید و عاشق كدام غذاييم ،حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار را با هم بخوریم

چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است كه واي بچم خسته شد بسكه مريض داري كرد 

و چون هروقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش  رو براي هزارمين بار ميشكنيم،چند روز بعد همه رو از دلش ميريزه بيرون  وخودش رو گول ميزنه كه ‌بخشش از بزرگانه

چون مادرند

ادامه نوشته

هزینه عشق واقعی !

پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد.
مادر که در حال آشپزی بود ، دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند.
او نوشته بود :

صورتحساب !!!
کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان
مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان
نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3.000 تومان
بیرون بردن زباله 1000 تومان
جمع بدهی شما به من :12.000 تومان !

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد، چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این را نوشت:

ادامه نوشته

ازدواج یک تاجر ایرانی با ابرو گوندش خواننده معروف ترکیه+عکس

البرز: در حالی ‌که هنوز حاشیه‌سازی‌ها بر سر ازدواج خواننده مشهور و جنجالی ترکیه با یک تاجر ایرانی به پایان نرسیده است، یک خواننده ترک به همراه همسرش هم‌اکنون در کرج به سر می‌برند.

چندی پیش موضوع ازدواج «ابرو گوندوش»، خواننده 36ساله ترکیه‌ای، با تاجرزاده 27ساله ایرانی به تیتر نشریات و رسانه‌های ترکیه‌ای تبدیل شد به گونه‌ای که ازدواج این دو، به یکی از پرحاشیه‌ترین ازدواج‌های هنری در سال‌های گذشته تبدیل شد.

در این خبرها آمده بود: رضا ضراب، تاجرزاده مشهور ایرانی ـ که از دوران کودکی در ترکیه به سر می‌برد ـ به رغم مخالفت خانواده‌اش، با خواننده حاشیه‌ساز استانبول ازدواج کرد. مذهبی بودن خانواده مشهور ضراب، موجب شده بود تا پدر و مادر رضا ضراب، با این ازدواج مخالفت کنند اما با تماس مادر رضا با ابرو گوندوش، این مخالفت تبدیل به موافقت گردیده و او برای عروس آینده‌اش آرزوی خوشبختی می‌کند.
ادامه نوشته

قیمت خودرو های وارداتی در 1389/5/23

دریافت لپ تاپ رایگان

چطوره که لپ تاب جدید مدل بالای خودتون رو کاملا رایگان از اینترنت بدست بیارید؟! خوب، زیاد کاری نداره چون تنها با ثبت نام و کمی فعالیت در سایت EZLaptop پس از مدتی لپ تاپ شما آماده تحویل میشه! حتما مپرسید این سایت چطور کار میکنه و روی چه حسابی لپ تاپ هدیه میده؟ خوب سئوال شما کاملا بجا و منطقیه. در جواب باید عرض کنم که شما در قبال فعالیتی که انجام میدین از طرف این سایت امتیاز میگیرید. و پس از اینکه امتیاز شما به حد نساب رسید میتونید تقاضای ارسال نوت بوک رو بکنید.

لپ تاپ رایگان
ادامه نوشته