يکی بود يکی نبود

يکی بود يکی نبود. يه روزی روزگاری يه خانواده ی سه نفری بودن. يه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از يه مدتی خدا يه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما ميده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .

پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسيدن که پسرشون حسودی کنه و يه بلايی سر داداش کوچولوش بياره.اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زياد شد که پدر و مادرش تصميم گرفتن اينکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.

پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش و گفت : داداش کوچولو! تو تازه از پيش خدا اومدی ……….

به من می گی قيافه ی خدا چه شکليه ؟ آخه من کم کم داره يادم مي ره؟؟؟؟؟؟

نمره 20 مثل جواهر ارزش داشت

در گذشته نمره 20 مثل جواهر ارزش داشت. و راحت و آسان به دانش آموزان داده نمي شد.

 کساني که اين نمره را دريافت مي کردند حقيقتا بيش از اين نمره معلومات داشتند و به راستي شايسته اين افتخار عظيم بودند. همه شاگردان قديمي مي دانند که انشاي کمتر از 10 خط را هيچ معلمي نمره قبولي نمي داد و محصليني بودند که از اين درس تجديد و يا رد مي شدند.
يک بار در يکي از دبيرستان هاي تهران هنگام برگذاري امتحانات سال آخر ششم دبيرستان به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده شد که ""شجاعت يعني چه؟""

محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود : ""شجاعت يعني اين"" و برگه ي خود را سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته يود !
اما برگه ي آن جوان دست به دست دبيران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند.

 چه خوب گفته اند که : کم گوي و گزيده گوي

عشق دردسرساز دختران اسرائیلی نسبت به پسران فلسطینی!!

روزنامه انگلیسی تایمز در شماره چند روز پیش خود طی گزارشی نوشت: سازمان اطلاعات و امنیت رژیم صهیونیستی (موساد) همواره دختران جوان را برای به دام انداختن پسران فلسطینی و بدست آوردن اطلاعات محرمانه نظامی و امنیتی، مورد استفاده قرار می‌دهد اما بررسی های اخیر انجام شده نشان می‌دهد برخی از این دختران نه تنها در به ثمر رساندن نقشه و توطئه خود موفق نمی‌شوند بلکه خودشان به دام می‌افتند و عاشق پسران فلسطینی می‌شوند.

به رغم اینکه رژیم صهیونیستی ازدواج یا برقراری هرگونه ارتباط میان دختران خود و پسران فلسطینی را ممنوع کرده و به شدت با آن مقابله می‌کند، اما عاشق شدن این دختران اسرائیلی معادله را تغییر می دهد و گاهی موجب آن می‌شود که این جوانان فلسطینی اطلاعات مهمی را از این دختران بدست آورند.

"تایمز" در ادامه گزارش خود فاش کرد: یهودیان افراطی بیش از ده سال است که به دنبال پسران فلسطینی می‌گردند که با دختران اسرائیلی ارتباط عاطفی و عاشقانه برقرار کرده اند. این یهودیان افراطی با همکاری پلیس رژیم صهیونیستی سعی دارد مانع از هرگونه ارتباط میان دختران اسرائیلی با پسران فلسطینی شود.

این روزنامه انگلیسی در ادامه افزود: یهودیان افراطی می‌ دانند که اینگونه ارتباط می‌تواند خطری برای آینده "اسرائیل" باشد به ویژه اینکه علاوه بر رد و بدل شدن اطلاعات محرمانه میان طرفین، این پسران فلسطینی می‌توانند بر فرهنگ، عادات و تقالید این دختران اسرائیلی تأثیر بگذارند و در طولانی مدت "اسرائیل" را تحت تأثیر قرار دهند.

ادامه نوشته

گاف عجیب در Facebook! (+عکس)

 تا حالا به این فکر کرده اید که احمقترین فرد جهان چه کاری باید انجام بدهد تا این لقب برازنده وی باشد. فردی به نام جاناتان پارکر، اشتباهی در هنگام دزدی کرده است که این لقب را کاملا برازنده خود نموده است. 
 

 
آقای پارکر دزد، شبی تصمیم می‌گیرد که به خانه ای که در حومه شهر قرار دارد دست برد بزند و چند الماس گرانقیمت را بدزدد، اما بعد از این که الماس ها را برداشت و قصد خروج داشت، چشمش به کامپیوتر می‌افتد و تصمیم می‌گیرد که مثلا خود شیرنی کند و در Facebook خود بگوید “دارم دزدی می‌کنم”، پس وارد Facebook می شود و پیغام را می‌گذارد ولی موقع خروج فراموش می‌کند که از اکانت خود خارج شود. و ادامه ماجرا هم که کاملا قابل حدس زدن است...!

بازیکن "چند زبانه" جام چهانی کیست؟ + عکس

 
به گزارش آخرین نیوز به نقل از پارس فوتبال بازيكن خط دفاع تيم ملي سوئيس به عنوان نابغه زبان در ميان بازيكنان حاضر در رقابت‌هاي جام جهاني معرفي شد.

 
به گزارش  روزنامه برنرسايتونگ، يك روز پس از حضور فيليپ سندروس در مصاحبه مطبوعاتي پيش از بازي با اسپانيا، مطبوعات محلي از وي به عنوان استعدادي عجيب در تسلط بر چند زبان ياد كردند.

اين نشريات عنوان كردند در مصاحبه مذكور وي با تسلط بسيار به سؤالات خبرنگاران به 4 زبان اسپانيايي، فرانسوي، انگليسي و آلماني پاسخ داده است.
http://www.footballfancast.com/wp-content/uploads/2010/01/400x400_PhilippeSenderosNew-300x300.jpg

رسانه‌ها در اين‌باره نوشتند تاكنون گزارش نشده بازيكني يا مربي از ميان اعضاي حاضر گروه‌هاي ورزشي مستقر در آفريقاي‌جنوبي، چنين تسلط و تبحري در زبان داشته باشد.

اين بازيكن در خانواده‌اي متولد شده كه پدرش اسپانيايي و مادرش، يك خانم دورگه آلماني-فرانسوي است.
http://www.fansfc.com/UploadedImages/Players/senderos_633785006140010000.jpg
 

وي زبان انگليسي را نيز در دانشگاه ياد گرفته است

ژاپن و کره‌جنوبی هم ایران را تحریم می‌کنند

 ژاپن و کره جنوبی نیز به صف کشورهایی پیوستند که علاوه بر قطعنامه تحریم شورای امنیت، خود تحریم‌های جداگانه‌ای را علیه ایران اعمال می‌کنند.
به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه واشنگتن پست، کره جنوبی و ژاپن نیز قصد دارند تحریم‌های مضاعفی را علیه ایران اعمال کنند اما هنوز معلوم نیست، خود تحریم‌های مستقلی را وضع و اعمال خواهند کرد یا اینکه از تحریم‌های مستقل و مضاعف استرالیا، آمریکا و اتحادیه اروپا پیروی خواهند کرد.
 
پس از اقدام شورای امنیت در تصویب قطعنامه 1929 و تایید تحریم‌های جدید علیه ایران، کشورهای استرالیا و آمریکا و اتحادیه اروپا، تحریم‌های مستقل و مضاعفی را علیه کشورمان اعلام کردند.

به نوشته این روزنامه، کشورهای دیگری نیز به این تحریم‌های خار ج از چارچوب شورای امنیت نیز پیوسته‌اند که هنوز نام آنها اعلام نشده است.

واشنگتن پست اضافه می‌کند: تحریم‌های مضاعف و مستقل کشورهای مختلف علیه ایران، در راستای سیاست دولت آمریکاست. براساس این شیوه، آمریکا و هم پیمانانش، تصویب قطعنامه تحریم‌های سبک علیه تهران را در شورای امنیت می‌پذیرند ولی هر یک به تنهایی و جداگانه، تحریم‌های شدیدتری را علیه ایران اعمال می‌کنند.

مقامات آمریکایی و غربی ادعا می‌کنند هدف این تحریم‌ها، بازگرداندن ایران به میز مذاکرات است اما همچنان اهداف مهم دیگری را نیز دنبال می‌کند که از جمله می‌توان به منع حمله نظامی اسرائیل علیه تاسیسات هسته‌ای ایران اشاره کرد که منطقه را به آتش خواهد کشید.
ادامه نوشته

تلقين محض

دوستانم مي گويند من آدم دهن بيني هستم. فکر کنم حق با آن ها باشد. آنها هميشه براي آنکه دليلي براي حرفشان داشته باشند. اتفاق ناچيزي را که پنجشنبه پيش برايم پيش آمد. مطرح مي کنند.

ماجرا از اين قرار بود که آن روز صبح رمان ترسناکي مي خواندم. با اين که هوا روشن بود. قرباني نيروي تلقين شدم.
اين تلقين تصوري را در من بوجود آورد که قاتل بي رحمي توي آشپزخانه قايم شده. قاتل دشنه بزرگي را توي دستش گرفته و منتظر ايستاده تا با ورود من به آشپزخانه به رويم بپرد و چاقو را به پشتم فرو کند.

با اينکه درست رو به روي در آشپرخانه نشسته بودم و اگر کسي مي خواست به آشپزخانه برود. مي بايست از جلو چشمانم رد مي شد و تازه به جز در ورودي آشپزخانه راه ديگري هم براي رفتن به آنجا نبود. با اين همه، باز فکر مي کردم قاتل پشت در کمين کرده.

اما من قرباني نيروي تلقين شده بودم و جرأت نمي کردم وارد آشپزخانه بشوم. اين موضوع نگرانم کرده بود اما چون ديگر وقت ناهار بود. بايد حتماً به آشپزخانه مي رفتم.

در آن وقت زنگ خانه را زدند.
بي آنکه از جايم بلند شوم، داد زدم: «بيا تو، در بازه».
سرايدار ساختمان با دو يا سه نامه وارد شد.
گفتم: «ببين، پام خواب رفته. مي شه بي زحمت بري از آشپزخانه يه ليوان آب برام بياري؟»
سرايدار گفت: «البته».
در آشپزخانه را باز کرد و رفت تو. چندي بعد صداي فريادي را شنيدم و صداي جسمي که با افتادنش، تمامي ظرف و ظروف و بطريها را از روي ميز آشپزخانه کشيد و به زمين ريخت.
يکدفعه از روي صندلي بلند شدم و به آشپزخانه دويدم.

ادامه نوشته

"نامه بدون نقطه" یک رعیت در زمان ناصرالدین شاه

به گزارش پارسینه، نوشته اي كه ذيلا از نظر خواننده گرامي مي گذرد نامه اي است كه مرحوم ميرزا محمد الويري به مرحوم احمدخان امير حسيني سيف الممالك فرمانده فوج قاهر خلج رقمي داشته كه شروع تا خاتمه نامه تمام از حروف بي نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهكارهاي ادب زبان پارسي به شمار مي آيد. انگيزه نامه و موضوع آن قلت در آمد و كثرت عائله و تنگي معيشت بوده است. اين نامه در زمان ناصرالدين شاه بوده.


بسمه تعالي

سر سلسله امرا را كردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در كلك و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملك الملوك كلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در كل ممالك محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در كلك عماد دومم درعالم، درعلم وحكم مسلم كل امم سرسلسله اهل كمالم اما كوطالع كامكار و كو مرد كرم؟

دلمرده آلام دهرم. كوه كوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علي الدوام در ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس كه مداح که گردم و كرا واسطه كار آرم كه مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد. مكرر داد كمال دادم و در هر مورد مدح معركه ها كردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مكالمه و كررا سامعه و كور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محك ادراك آورده احساس مس كردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام كالحمار محمود و مسرور ... لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال كه كارهاي همه عكس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد كل معركه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد. عالم و عام لام و كرام، صالح و طالح، صادر و وارد، كودك و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر كس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و كاك، سركه و ساك، كره و عسل، سمك و حمل، گرمك و كاهو، دلمه و كوكو، امرود و آلو، الي كلم كدو، همه در راه، مكر دعاگو كه در كل محرومم و در حكم كاالمعدوم. اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر كرم سر كار اعلي كه سرالولد و سرالوالد در او طلوع كرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و كامها روا گردد.

له طول عمر كطول المطر سواء له الدرهم، و كه المدر دهد مرد را كام دل كردگار همه عمر آسوده و كامكار دل آرا همه كار و كردار او ملك در سما مادح كار او طول الله عمره و دمره حاسده، هلك اعدانه، اعطه ماله، اصلح احواله و اسعد اولاده مدام السماء
ادامه نوشته

چنگیزخان و شاهین! ...

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند.
همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند.
شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.
اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند.
چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.
بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید.
گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه یک معجزه! جرگه ی آبی دید که از روی سنگی جلویش جاری بود.
خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت.
پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.
چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود.
جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پرش کرد.
اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت.

چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند.
این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن.
یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین.
همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد.
چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.
جریان آب خشک شده بود.
چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند.
اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن،

در ادامه مطلب

ادامه نوشته

این هم اسکناس 10 سومونی با عکس بو علی سینای همدانی

نرخ خودروهای داخلی در بازار(4/2/89)

 

با ۱۵ میلیون تومان در آمریکا چه خودرو هایی می توانیم بخریم ؟

 

اگر در ایران 15 میلیون تومان پول داشته باشید به سراغ چه خودرویی می روید ؟ پژو 206 ، تندر 90 ، سمند ، ریو ، 405 ، چری A15 یا یک خودرو دست دوم گزینه های پیش روی شما هستند ، حال ما فرض می کنیم شما همین آدم با همین بودجه در کشوری مانند آمریکا هستید ، در این مطلب خودرو هایی را به شما معرفی می کنیم که با داشتن بودجه ی 15 میلیون تومانی می توانید آن ها را بخرید :

ادامه نوشته

گـِـــــریــــــه ! ...

حسن نامی وارد دهی شد و در مکانی که اهالی ده جمع شده بودند نشست و بنای گریه گذاشت.
سبب گریه‌اش را پرسیدند، گفت: من مردغریبی هستم و شغلی ندارم برای بدبختی خودم گریه می‌کنم
مردم ده او را به شغل کشاورزی گرفتند.

شب دیگر دیدند همان مرد باز گریه می‌کند، گفتند حسن آقا دیگر چه شده؟ حالا که شغل پیدا کردی، گفت: شما همه منزل و ماءوا مسکن دارید و می‌توانید خوتان را از سرما و گرما حفظ کنید ولی من غریبم و خانه ندارم برای همین بدبختی گریه می‌کنم.
بار دیگر اهالی ده همت کردن و برایش خانه‌ای تهیه کردند و وی را در آنجا جا دادند.

ولی شب باز دیدند دارد گریه می‌کند.
وقتی علت را پرسیدند گفت: هر کدام از شما‌ها همسری دارید ولی من تنها در میان اطاقم می‌خوابم.
مردم این مشکل او را نیز حل کردند و دختری از دختران ده را به ازدواج او در آوردند.

ولی باز شب هنگام حسن آقا داشت گریه می‌کرد. گفتند باز چی شده، گفت: همه شما سید هستید و من در میان شما اجنبی هستم.
به دستور کدخدا شال سبزی به کمر او بستند تا شاید از صدای گریه او راحت شوند

ولی با کمال تعجب دیدند او شب باز گریه می‌کند، وقتی علت را پرسیدند
گفت: در ادامه مطلب

ادامه نوشته

پــــــــــــازل؟! ...

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم
پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن.
پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد.
پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی؟
پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم، وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه.

شــانـس خـود را امـتـحـان کـنـیــد! ...

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول کرد، در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد .
باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.
دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد.
گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .

جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.

سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد.اما.........گاو دم نداشت!!!!


زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود.
برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.!

مرد نمازگذار! ...

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
ادامه نوشته

اولین یتیم خلقت

براي ديدن ادامه عكسها و خبر، روي اين عكس كليك كنيد

متني زيبا و خواندني در گفتگو با حضرت آدم !

نامت چه بود؟ آدم
فرزند؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت
ادامه نوشته

و...

اي غزل ترين من در کتاب زندگي ! 

گم نمي کنم ترا در شتاب زندگي !

 

بي تو لحظه هايم از طعم تيرگي پُرند!

با تو کرده ام عزيز ! انتخاب زندگي

 

زندگي لبالب از شعر ناب چشم توست 

تو هميشه با مني اي شراب زندگي !

 

روزهاي عمر من بي تو پر کسالتند. 

تشنه ي شب توام٬ اي تو آب زندگي !

 

آسمان من فقط سهم بال ناز توست٬

گم نمي کنم ترا در شتاب زندگي !

یه دوست معمولی یا یه دوست واقعی؟؟

يك دوست معمولي هيچگاه نمي تواند گريه تو را ببيند.

* يك دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر مي شود.

دوست معمولي اسم كوچك والدين تو را نمي داند.

* دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي داشته باشد.

دوست معمولي يك جعبه شكلات براي مهماني تو مي آ ورد.

*  دوست واقعي زودتر به كمك تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز كردن ميماند.

دوست معمولي مي پندارد كه دوستي شما بعد از يك مرافعه تمام مي شود.

 * دوست واقعي مي داند كه بعد از يك مرافعه دوستي شما محكم تر مي شود.

*  دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك كرده اند با تو ميماند.

اينم براي دوستاني كه از شعر عاشقانه خوششون مياد

گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم

«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
 

سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
 

دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچه‌اي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
 
بمون واسه خونه‌اي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!

هشدار جدی به دختران مجرد

به زودی دختران چینی با مهریه کم وارد کشور می شوند

صغری جین هو یانگ ۲ سکهءبهار آزادی

 

سمیه شان جان هو۲ سکهءبهار آزادی

 

سکینه تانگ یو شوآ ۱سکهءبهار آزادی

 

رقیه سان شی مون ۴سکهءبهار آزادی با خواهر زن

 

عفت جینگ مین۳ سکه بهار آزادی

حبیبه اون چون تنگ ۵سکه بهار آزادی

44 كلمه

پر معنی ترین کلمه "ما" است
آن را بکار ببندیم

عمیق ترین کلمه "عشق" است
به آن ارج بنهیم

بی رحم ترین کلمه "تنفر" است
آن را از بین ببریم

سرکش ترین کلمه "هوس" است
با آن بازی نکنیم

خود خواهانه ترین کلمه "من" است
از آن حذر کنیم

ادامه نوشته

بهترین کاریکاتور در امریکا

کاريکاتور سياسي جنگ لفظي بين کودک يهودي و فلسطيني برنده جايزه بهترين کاريکاتور در امريکا

 

کودک يهودي : پدر من به من گفته شما شرور، تروريست و حيوان صفت هستيد. 

کودک فلسطيني : ولي پدر من چيزي بهم نگفته. آخه پدر تو اون رو کشته.

آهنگ جدید و بسیار زیبا و شاد فوتبالیستها با صدای شاهین s2 با دو کیفیت

 آهنگ جدید و بسیار زیبا و شاد فوتبالیستها با صدای شاهین s2 با دو کیفیت

(اگه راجع چیزی که دانلود میکنید یه نظر هم بذارید بد نیست)

 

فوتبالیستها

ادامه نوشته

غذای سنتی فصل بهار بسیاری از شهر های ایران مثل تکاب

رویش دوباره برگ ها همیشه همراه با غذاهای نوبرانه بهار است.  همچنين  تبديل شكوفه هاي درختان بادام وزرد آلو وآلو به چاغاله نيز سبب مي شود كه مردم شهر در استفاده از اين رويش بهاري ،غذاهاي كاملا سنتي فصل بهاررا پخت نمايند . كه سه نوع اين غذاها رو معرفي مي كنم گرچه ممكن است اين نوع غذاها درجاهاي ديگر كشور با اسم محلي ديگري پخت شود.

1). دلمه برگ ( اين غذا معمول تر است ودر همه جاهاي كشوربه همين نام پخت مي شود)

1). كاچه مَرَقوك  «زبان عاميانه»  (كه از همين برگ مو  وآرد جهت پختن استفاده مي شود )

2). آش چاغاله  ( كه درپخت آن از چغاله بادام وزرد آلووبرگ مو استفاده مي شود)

۳).آش پاش پاشوك (اين غذا رو با برگ درخت مو به صورت تازه يا خشك شده اون درغذا استفاده ميكنند)

غذاي دلمه برگ

 در ادامه مطلب طرز تهيه پخت دلمه برگ رو گذاشتم

ادامه نوشته