داستان چهار دانشجو (طنز)

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.

اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند ... استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.

آنها به استاد گفتند:«ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»

استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند...

آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند، سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالی که 95 نمره داشت پاسخ بدهند.

            سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود ؟!

خدا از این استادا   به هیچ کسی قسمت نکنه

آهنگ جدید ، فوق العاده زیبا و احساسی امین رستمی به نام دلم گرفته

آهنگ جدید ، فوق العاده زیبا و احساسی امین رستمی به نام دلم گرفته . با 2 کیفیت متفاوت ...

دوستان کسی که دانلود نکنه از دستش پریده ها

خیلی خیلی عالیه

ادامه نوشته

بدون شرح

منبع : www.AsanDownload.com

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان  

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان اما :
به قدر فهم تو کوچک می‌شود
به قدر نیاز تو فرود می‌آید،
به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،
به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود،
به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود،
به قدر دل امیدواران گرم می‌شود...
پــدر می‌شود یتیمان را و مادر.
برادر می‌شود محتاجان برادری را.
همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.
طفل می‌شود عقیمان را.
امید می‌شود ناامیدان را.
راه می‌شود گم‌گشتگان را.
نور می‌شود در تاریکی ماندگان را. 
 خداوند همه چیز می‌شود همه کس را.
به شرط اعتقاد؛
به شرط پاکی دل؛
به شرط طهارت روح؛
 
چنین کنید تا ببینید که: خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما، با کاسه ‌یی خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند
 
بر بند تاب، با کودکانتان تاب می‌خورد، و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند
و "در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند"...
 
مگر از زندگی چه می‌خواهید ؟!

جوانی پس از توقیف موتورسیکلتش به خودش دهها چاقو زد

به نقل از خبرآنلاين ، پس از آنکه موتور سیکلت این جوان به دلیل نداشتن شروط قانونیتوقیف شد، صدای وی از ده‌ها متر آن طرف‌تر شنیده می‌شد که با این تصمیممخالفت می‌کرد و فریاد می‌کشید "پول ندارم تا موتور را آزاد کنم".
وی وقتی دید که این روش جواب نداد، چاقویی را از جیب خوددرآورد و نیروی انتظامی را تهدید کرد که اگر موتورسیکلت را پس ندهد، خودرا با چاقو خواهد کشت.
این تهدید پس از چند ثانیه تبدیل به واقعیت شد و این جوانپیراهن خود را درآورد و با ضربات متعدد چاقو شکم، کمر، سر و بازوهای خودرا با بیش از ده ضربه چاقو مجروح کرد.
این مساله که با ترافیک بسیار سنگینی در خیابان همراه شد،با ورود نیروهای ویژه پلیس وارد مرحله‌ی جدیدی شد. نیروهای امنیتی پس از45 دقیقه مذاکره با این جوان موفق نشدند که وی را از وسط خیابان بیرونبکشند و یا چاقو را از دست وی بگیرند.
این جوان که تا آخرین لحظه چاقو را در دست داشت می‌گفت کهمن موتور سیکلت خود را تحویل نمی‌دهم. یا با آن به کلانتری می‌روم و یاخود آن را به پارکینگ تحویل می‌دهم.
پس از آن این جوان به سمت یک کافی‌شاپ حرکت کرد و در حالیکه چاقو را کماکان در دست داشت ناپدید شد. وی سپس در پارکینگ نیرویانتظامی دیده شد و همان ماجرا را تکرا کرد و در پایان نیروهای امنیتی چاقورا از دست وی گرفتند و ماجرا ختم به خیر شد.
پرس تی وی که این گزارش را از بیروت ودر باره موتورسیکلتسوار لبنانی ارال کرده است می نویسد:نیروی انتظامی لبنان از دو هفته قبل وپس از دعوا در یکی از مناطق بیروت و کشته شدن یک شخص، مقابله باموتورسیکلت‌های خلافکار را تشدید کرده است.