بهار
و اینهم یک شعر سال نویی تقدیم به همه برو بچه های گل و گلاب که میان و از این وب دیدن میکنن و نظر یادشون نمیره
.jpg)
گل چون نشیند به بار می در کنار هزار
آگه شوند بلبلان کامد زمان بهار
هر دل سر نشانگه جوید نشان دلبر
ما سر نشان نمودیم بهر خدنگ همسر
و اینهم یک شعر سال نویی تقدیم به همه برو بچه های گل و گلاب که میان و از این وب دیدن میکنن و نظر یادشون نمیره
.jpg)
گل چون نشیند به بار می در کنار هزار
آگه شوند بلبلان کامد زمان بهار
هر دل سر نشانگه جوید نشان دلبر
ما سر نشان نمودیم بهر خدنگ همسر
ندارم بشنومت از اين و اون
ببينم عكستو تو آلبوم عكس ديگرون
نمي تونم ببينم با همه مربونيتو
با مني كه عمريه ديوونتم ،نامهربون
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم ؟
ديگه طاقت ندارم تو رؤياي كسي باشي
دنياي مني ، محاله دنياي كسي باشي
عمريه داد مي زنم زيبا فقط مال منه
نمي تونم ببينم تو زيباي كسي باشي
با همه مي بنمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم ؟
ديگه طاقت ندارم ، زيبا چه قدر سفر مي ري ؟
به خدا رو كره زمين باشي هدر مي ري
مي دونم ، توي قايم باشك تلخ روزگار
يه روز از دست چشاي اين ديوونه در مي ري
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت
ندارم ، همه تو رو نشون مي دن
وقتي كه مي بينمت ، دستاشونو تكون مي دن
قيمت ناز نگات ، هر چي باشه من مي خرم
بقيه رد مي شن و همه مي گن گرون مي دن
با همه مي بينمت ، با همه به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ندارم ، توام من و دوس نداري
خودتم
از همه بيشتر من و تنها مي ذري
مي دوني نه روزگار ، نه مردمش ، نه تو ، نه عشق
قديما به اين مي گفتن ، غريبي ، بدبياري
با همه مي بينمت ، با همه به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، همه تو رو نشون مي دن
وقتي كه مي بينمت ، دستاشونو تكون مي دن
قيمت ناز نگات ، هر چي باشه من مي خرم
بقيه رد مي شن و همه مي گن گرون مي دن
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، توام من و دوس نداري
خودتم از همه بيشتر من و تنها مي ذاري
مي دوني نه روزگار ، نه مردمش ، نه تو ، نه عشق
يما به اين مي گفتن ، غريبي ، بدبياري
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم بخونمت تو هر غزل
گل اركيده بيارن واسه تو بغل بغل
تو كه بهتر مي دوني ، هيچ كس ديگه نمي گفت
به چشاي مثل ماه نازنين تو ، عسل
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، پروانه هات فراوونن
اونا از ديوونگيم بي خبرن ، نمي دونن
اما من يه روز ميام انقده فرياد مي زنم
تا برن تمام عاشقايي كه تو مي دونن
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، بپيچه موجاي صدات
كسي عكسي داشته باشه از طلوع خنده هات
نمي خوام حتي كسي يه شاخه گل بهت بده
همه ي گلا رئ من يه روز مي ريزم زير پات
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم همه تو رو طلب كنن
از آتيش عشق تو يا بسوزن يا تب كنن
مگه من مرده باشم كه بذارم چند تا ديگه
روزشونو به هواي ديدن تو شب كنن
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ببينمت با ديگري
دساي كسي باشه تو اون دساي مرمري
نمي تونم ببينم من ديوونت باشم و تو
بي تفاوت از كنار يه ديوونه بگذري
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم دنيا برام جهنمه
عكساتو هميشه مي بينم توي دستاي همه
تو بيا و
محض خاطر كسي كه دوس داري
بگو كه عاشق تر از هر كسي كه ديدي ، مريمه
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، به خيليا نس مي دي
خيلي راحت با غريبه آشناها دس مي دي
مي دونم اگه يه ذره ديگه ايراد بگيرم
همه ي شعرا و نامه هاي من رو پس مي دي
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، دلم برات تنگ شده
غم تو رو شونه هام يه كوهي از سنگ شده
تو صدات يه چيزيه خيلي من و مي ترسونه
حتي من بهم مي گه مهر تو كمرنگ شده
با
همه مي بينمت با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، تو نمي خواي ببينمت
گل من فك مي كني مي خوام بيام بچينمت
دوس دارم يه وقت كوتاه بذاري براي من
توي لحظه هاي فيروزه اي و ناب و كمت
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، دلم يه گوله آتيشه
گل من تو هم كه دائم مي گي اينجور نمي شه
حق داري ، من ديوونم تو كه گناهي نداري
نمي توني بسوزي پاي يه عاشق ، هميشه
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه هم تو كار داري ، هم ماجرا طولانيه
هواي چشم منم ابريه و طوفانيه
زيبا جون اگر يه وقت حرفي زدم به دل نگير
اوج ديوونگيا تو بيتاي پايانيه
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
شنيدم امسال ديگه مي خواي بياي تولدم
كلي شرمنده ي اين حرفايي كه زدم ،، شدم
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق تو شدم
چه بياي و چه نياي من هميشه شرمندتم
هميشه مزاحم احم و نگاه و خندتم
مي دوني عاشقتم ، به اين دليله كه همش
نگران حالا و گذشته و آيندتم
با همه مي
بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
زيبا جون اينو بذار تو برگه هاي چكنويس
نمي گم نخون ، بخونو بعدشم روش بنويس
اگه خوب نگاه كني ، مي بيني كه مونده رو اون
رد اشك دو تا چشم عاشق و ابري و خيس
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
زيبا جون من و ببخش ، عاشقتم اما بدم
توي اين دنيا ، فقط ديوونگي رو بلدم
من مي ميرم واسه هر چي كه بگي ، هر چي بخواي
به دلت نگير كه اين حرف و يه عالمه زدم
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار
سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال
تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط
خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است
که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟
یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی
های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه
نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان
قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها
را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا!
بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون،
مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد.
آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند
که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است..
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در
بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این
طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند
. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک
بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه
ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید:
چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی
از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند،
سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی
هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار
حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی
از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی
توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه از مطلب راضی بودی لطفا ۱ نظر هم بده.مرسی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با یاد سرخی گونه هات..
درخشش چشمات ..
سوزانندگی لبهات..
داغی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک
تام کروز ، نیکلاس کیج ، جنیفر لوپز ، رابرت دنیرو ، یانی ، دیووید کاپرفیلد ، آنتونی رابیز ، خود من و بقیه ی ستارگان جهان ازت خواهش میکنیم چهارشنبه سوری مواظب خودت باشی
چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
.
چیه؟ توقع داشتی اینجا آتیش باشه بسوزی؟؟
چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.
.
.
آخه تجربه ثابت کرده اگه بره رو آتیش کباب میشه.
آخرین سخنرانی بوش:
ملتی که در چهارشنبه سوری یکدیگر را با ترقه پاره می کنند
اگه انرزی هسته ای بدست بیارن دنیا را پاره می کنند.
سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم
آحه آتیش کم داریم آتیش پاره
در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد
دوبی در دهه ۱۹۶۰


مردی ۸۵ ساله با پسر تحصیل کرده 45 ساله اش روی مبل خانه خود نشسته بودند. ناگهان کلاغی بر روی پنجره اشان شست. . پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ. پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه؟ پسر گفت : بابا من که همین لان بهتون گفتم: کلاغه. بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: این چیه؟ عصبانیت در پسرش موج میزد و با مان حالت گفت: کلاغه کلاغ. پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه این طور نوشته شده بود: امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که لاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است. هر بار او را اشقانه بغل میکردم و به او جواب میدادم و به هیچ وجه عصبانی نمیشدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا میکردم.